نور الدين جعفر بدخشى
299
خلاصة المناقب ( در مناقب سيد على همدانى ) ( فارسى )
هر كه اندر راه ما خارى فكند « 1 » از دشمنى * هر گلى كز باغ وصلش بشكفد بىخار باد در دو عالم نيست ما را با كسى گرد و غبار * هركه ما را رنجه دارد راحتش بسيار باد « 2 » و اقسام حبّ و بغض ذكر كرده شده است ، پس اين فروع را به آن اصول باز بردن بايد « 3 » تا هريك « 4 » از فروع به كدام يك از « 5 » اصول موافق آيد . و بدان كه « 6 » هيچ چيزى و هيچ احدى را « 7 » از موت مانع نتواند شد « 8 » . قال اللّه تعالى : « كُلُّ مَنْ عَلَيْها فانٍ ( 1 - 4 ) ( 55 : 26 ) « 9 » ( ت ) » و قال السيّد المعروف به ناصر بن « 10 » خسرو رحمه اللّه عليه « 11 » : نظم « 12 » ( ب ) « 13 » نهاد عالم تركيب و چرخ هفت اختر * شد آفريده به تدبير « 14 » از آن چهار گهر از آب روشن و از خاك تيره و آتش و باد * چهار جوهر و هر چهار ضد يكديگر « 15 »
--> ( 1 ) گ ، ل : خارى نهاد . ن : خوارى فكند . ( 2 ) اين ابيات سروده سيّد على همدانى است رك به : حيدر بخشى : رسالهء مستورات ، برگ 415 الف . ( 3 ) ل : پس اين فروع بدان اصول موافق آيد . گ : باز بايد كردن ، عبارت باز بايد . . . اصول در حاشيه آمده است . ( 4 ) آ : كه يك . ( 5 ) ن : ندارد . ( 6 ) ن : كه و ( 7 ) ل : ندارد . گ : نتواند آمد . ( 8 ) آ : شد امّا . ل ، ن : آمد . ( 9 ) قرآن مجيد : 55 ( سورة الرحمن ) : 26 ، ت : برگ 88 برگ . ( 10 ) ن : سيّد و كلمه « بن » را ندارد ، گ : و سيد ناصر خسرو عليهالرحمه گويد ، ت : شاه ناصر الدّين فرمايد . ( 11 ) ب و قال السيّد المعروف به ناصر بن خسرو رحمه اللّه مجمل الجنة مثواه . حكيم ابو معين ناصر بن خسرو بن حارث القباديانى البلخى المروزى از سخنسرايان برجسته و گويندگان درجه اوّل زبان فارسى است وى در ماه ذىقعده سال 394 هجرى در قباديان از نواحى بلخ متولد شد و در سال 481 هجرى در يمكان بدخشان درگذشت . براى تفصيل رك به : مقدمه آقاى سيّد حسن تقىزاده بر ديوان ناصر خسرو ، تهران ، 1304 - 1307 هجرى و تاريخ ادبيّات ايران ( صفا ) ج 2 ، ص 443 . ( 12 ) گ ، ل : شعر ، ت : ندارد . ( 13 ) ب : برگ 90 الف . ( 14 ) ديوان ناصر خسرو : به ترتيب . ( 15 ) گ ، ن : هر دو بيت بالا را ندارد .